عبدالله، اشرف غنی احمدزی، حامد کرزی، جان کری، عطا محمد نور، محمد محقق، احمد ضیاء مسعود، احمد یوسف نورستانی، نور محمد نور، کمیسیون مستقل انتخابات، ناظران بین المللی، گدام های بازشماری آرا و ... این واژگان قریب به 5 ماه است که جای خود را در فهرست اخبار، مقالات و گفتگوهای افغانستانی ها باز کرده اند.
صدر اخبار و سر تیتر گزارش ها و مقالات، قریب به 5 ماه تمام است که همه روزه و حتی روزی چند نوبت اختصاص به چنین واژگانی مبنی بر پروسه انتقال قدرت می یابد به گونه ای که تمامی جریان های اقتصادی، امنیتی، فرهنگی، آموزشی، ورزشی و اجتماعی را متاثر از خود ساخته است.
اگر ادعا کنیم که تمامی دست اندرکاران انتخاباتی با طول و تفصیل دادن بیش از حد روند انتقال قدرت به دنبال شهرت بیشتر و جلب توجه عمومی هستند گزافه نگفته ایم در نتیجه هرچه رسانه ها و مطبوعات و محافل مدنی به این قضیه بیشتر بپردازند در واقع به تداوم و توسعه آن دامن زده اند.
با این حال باید اذعان کرد که کش و قوس های لفظی و فیزیکی و نشست های ناتمام و همایش های نمایشی و پرهزینه ای که از سوی سرکردگان تیم های انتخاباتی تحول و تداوم از یک سو و اصلاحات و همگرایی از سوی دیگر براه انداخته می شود نه پاسخ متقابل آنها به یکدیگر بلکه عقب نماندن از اذهان عمومی است.
برای توضیح این ادعا همین بس که بدون هیچ گونه تحقیق و بررسی مستندی و با تکیه بر شواهد علنی موجود در جامعه به روشنی می توان دریافت که عبدالله و اشرف غنی و طیفی از هواداران نزدیک شان به ملکه ذهن مردم ملکی تبدیل شده اند به گونه ای که هر چه کسی قیل و قال افزون تری براه اندازد در نظر عوام محق تر و حق به جانب تر است.
نظر به اینکه پرداختن بی حد و حصر رسانه ها، مطبوعات، محافل مدنی و گفتگوهای کوچه و بازاری پیرامون مساله انتخابات نه تنها کمکی به حل این مساله ننموده که به تنش ها و تشنج های بی اساس نیز دامن زده است؛ بنابراین بایکوت خبری تنها راه ممکن و منطقی ختم قایله مضحک انتقال قدرت است.
اگر مردم ملکی، نهادهای مدنی، نخبگان سیاسی و اصحاب رسانه با همکاری یکدیگر پوشش خبری رسمی و غیر رسمی و حتی کمترین توجهی به این جریان افتضاح و فاجعه بار نداشته باشند خواهند دید که در کوتاه ترین زمان جنجال ها ختم، تحلیف رییس جمهور جدید انجام و اوضاع به حالت عادی برمی گردد.